انتخاب رنگ سبز انتخاب رنگ آبی انتخاب رنگ قرمز انتخاب رنگ نارنجی
ضد ویروس شید , راحت باشید
برخی از موضوعات سایت
برخی از موضوعات سایت
  • دسترسی به سایت های علمی

    پسورد های دانشگاهی

  • کتاب

    کتاب ها

  • مقالات

    مقالات

  • نرم افزار

    نرم افزار

  • جزوات

    جزوات

  • ساير موضوعات

    ساير موضوعات

  • ارتباط با ما

    ارتباط با ما


  • برای سفارش تبلیغات در انجمن فصل تازه کلیک کنید .
    نمایش نتایج: از 1 به 5 از 5

    موضوع: اشعار طنز

    1. Top | #1
      عضو سایت
      1 star star star star star

      وضعيت
      *maryam* آنلاین نیست.
      میزان امتیاز
      611
      reputation reputation reputation reputation reputation reputation
      اندازه فونت

      اشعار طنز

      هر کجا یاری گرفتم، کودن و هالو در‌آمد
      هر کجا اسبی خریدم، بدتر از یابو در آمد


      هر زمان در زیر زلف دلبری دستی کشیدم

      ز آن کله‌گیس اوفتاد و کله‌اش بی‌مو در‌آمد


      هر کجا خربوزه کردم پاره،‌ بد‌تر از کدو شد

      هر که را دوشیزه خواندم، عاقبت بانو در‌آمد!


      هر کجا قد را علم کردم که با دشمن بجنگم

      دشمنم بسیار خر زور و قوی بازو در‌آمد


      هر کجا با یار گفتم شرحی از درد دل خود

      خنده زد، گفتا: عجب، این هم مزخرف‌گو در‌آمد!


      ابوالقاسم حالت

      3 کاربر پست *maryam* عزیز را پسندیده اند .


      آزادی بوی خون میده

    2. Top | #2
      عضو سایت
      1 star star star star star

      وضعيت
      *maryam* آنلاین نیست.
      میزان امتیاز
      611
      reputation reputation reputation reputation reputation reputation
      اندازه فونت
      باید که شیوه‌ی سخنم را عوض کنم
      شد، شد، اگر نشد، دهنم را عوض کنم

      گاهی برای خواندن یک شعر لازم است
      روزی سه بار انجمنم را عوض کنم

      از هر سه انجمن که در آن شعر خوانده‌ام
      آنگه مسیر آمدنم را عوض کنم

      در راه اگر به خانه‌ی یک دوست سر زدم
      این‌بار شکل در زدنم را عوض کنم

      وقتی چمن رسیده به اینجای شعر من
      وقت است قیچی چمنم را عوض کنم

      باید پس از شکستن یک شاخ دیگرش
      جای دو شاخ کرگدنم را عوض کنم

      وقتی چراغ مه شکنم را شکسته‌اند
      باید چراغ مه‌شکنم را عوض کنم

      عمری به راه نوبت ماشین نشسته‌ام
      امروز می‌روم لگنم را عوض کنم

      با من برادران زنم خو ب نیستند
      باید برادران زنم را عوض کنم

      دارد قطار عمر کجا می‌برد مرا؟
      یارب! عنایتی! ترنم را عوض کنم

      ور نه ز هول مرگ زمانی هزار بار
      مجبور می‌شوم کفنم را عوض کنم

      دستی به جام باده و دستی به زلف یار
      پس من چگونه پیرهنم را عوض کنم؟


      ناصر فيض

      3 کاربر پست *maryam* عزیز را پسندیده اند .


      آزادی بوی خون میده

    3. Top | #3
      عضو سایت
      1 star star star star star

      وضعيت
      *maryam* آنلاین نیست.
      میزان امتیاز
      611
      reputation reputation reputation reputation reputation reputation
      اندازه فونت


      غم مخور دوران بی پولی به پایان می رسد
      دارد این یارانه ها استان به استان می رسد


      مبلغش هر چند فعلاً قابل برداشت نیست
      موسم برداشت حتماً تا زمستان می رسد


      در حساب بانکی ات عمری اگر پولی نبود
      بعد از این یک پول یامفتی فراوان می رسد

      چند سالی مایه داران حال می کردند و حال
      نوبت حالیدن یارانه داران می رسد


      شهر، کلاً شور و حال دیگری بگرفته است
      بانگ بوق و سوت و کف از هر خیابان می رسد


      آن یکی با ساز، رنگ گلپری جون می زند
      این یکی با دنبکش، بابا کرم خوان می رسد


      عمه صغرا پشت گوشی قهقهه سر داده است
      شوهرش هم با کباب و نان و ریحان می رسد


      مش رجب، آن گوشه هی یک‌ریز بشکن می زند
      خاله طوبا هم کمر جنبان و رقصان می رسد


      تا که بابام این خبر را در جراید خواند گفت:
      خب خدا را شکر پول کفش و تنبان می رسد


      مادرم هم خنده‌ی جانانه ای فرمود و گفت:
      پول شال و عینک و یک جفت دندان می رسد


      بی بی از آن سو کمی تا قسمتی فریاد زد:
      خرج استخر و سونام، ای جانمی جان می رسد


      خان عمو با کیسه و زنبیل و ساکش رفته بانک
      تا بگیرد آنچه را فعلاً به ایشان می رسد


      اصغری در پای منقل، بود سرگرم حساب
      تا ببیند پول چندین لول، الآن می رسد


      خاله آزیتا که یادش رفته فرمی پر کند
      طفکی از دور با چشمان گریان می رسد



      "مصطفی مشایخی"

      4 کاربر پست *maryam* عزیز را پسندیده اند .


      آزادی بوی خون میده

    4. Top | #4
      عضو سایت
      1 star star star star star

      وضعيت
      *maryam* آنلاین نیست.
      میزان امتیاز
      611
      reputation reputation reputation reputation reputation reputation
      اندازه فونت
      نه تنها پیرهن از چین بیاریم

      که اقلامی خفن از چین بیاریم



      برای رفع مشکل از جوانان
      در این فکریم زن از چین بیاریم!



      کفن پوشان راه محو فقریم
      ولی باید کفن از چین بیاریم



      دکانها مملو از پوشاک چینی است
      از این پس رختکن از چین بیاریم



      اگر آن چیز نیکو را لولو بُرد
      نکن شیون لَبَن از چین بیاریم



      چراغ مه شکن وقتی نداریم
      چراغ مه شکن از چین بیاریم!



      هزار و صد تومن لازم اگر شد
      هزار و صد تومن از چین بیاریم!



      ولی، شاید، اگر، داریم، اما
      یقینا، واقعا از چین بیاریم



      گلاب قمصر کاشان گران است
      بیا مُشک خُتن از چین بیاریم



      به هر صورت به سود ماست کلا
      اگر حتی لجن از چین بیاریم



      به جای رستم دستان و سهراب
      اساطیر کهن از چین بیاریم



      برای شاعران الفاظ کمیاب
      جُعَل، حِربا، زغن از چین بیاریم



      پر طاووس در دنیا گران است
      دماغ کرگدن از چین بیاریم



      اگر با زلزله تهران فرو ریخت
      دوباره یک پکن از چین بیاریم



      دموکراسی فراوان اولا هست
      نباشد ثانیا از چین بیاریم



      و آزادی که اصلا مشکلی نیست
      ترن پشت ترن از چین بیاریم



      دهنها خسته شد از نطقهامان
      یدک باید، دهن از چین بیاریم



      ترقه، فشفشه، باروت، موشک
      خطرناکه حسن! از چین بیاریم



      خلاصه جنس کشور گشته چینی
      فقط مانده وطن از چین بیاریم



      بیا تا دست یکدیگر بگیریم
      و سر تا پا بدن از چین بیاریم



      به هر صورت سیاست اینچنین است
      به ما هر چی بگن از چین بیاریم



      مهدی استاداحمد

      3 کاربر پست *maryam* عزیز را پسندیده اند .


      آزادی بوی خون میده

    5. Top | #5
      عضو سایت
      1 star star star star star

      وضعيت
      *maryam* آنلاین نیست.
      میزان امتیاز
      611
      reputation reputation reputation reputation reputation reputation
      اندازه فونت
      دكتربازي

      خاک ایران یکسر از دکتر پر است
      هرکه دکتر نیست نانش آجر است
      ملک ایران سرزمین دکتران
      این‌قدر دکتر نباشد در جهان
      شهر دکتر، کوچه دکتر، باغ دکتر
      کبک دکتر، فنچ دکتر، زاغ دکتر
      عابران هر خیابان دکترند
      دانه‌های برف و باران دکترند
      هم وزیران هم مدیران دکترند
      بیشتر از نصف ایران دکترند
      هرکه پستی دارد اینجا دکتر است
      دیپلم ردی‌ست، اما دکتر است
      هرکه شد محبوب از ما بهتران
      هرکه شد منصوب بالا دکتر است
      هرکه رد شد از در دانشکده
      یا گرفته دکتری، یا دکتر است
      شعر نو مدیون دکترها بوَد
      تو ندانستی که نیما دکتر است؟
      شاعر تیتراژهامان دکتر است
      مجری اخبار سیما دکتر است
      آن‌که مثل آفتاب نیمه‌شب
      سر زد از صندوق آرا دکتر است
      شاد باش ای دکتر آرای ما
      دکترای جمله دانش‌های ما
      ای تو افلاطون و جالینوس ما
      دکترایت نخوت و ناموس ما
      در جهانی که پر است از نابغه
      دکتری چندان ندارد سابقه
      بی‌سبب افسرده‌ای، غم می‌خوری
      سرزمین ماست مهد دکتری
      خط‌مان وقتی شبیه میخ بود
      ای‌بسا دکتر در آن تاریخ بود
      این‌همه آدم که در عالم نبود
      آدمی کم بود و دکتر کم نبود
      من نگویم، شاعران فرموده‌اند
      رخش و رستم هردو دکتر بوده‌اند
      گرچه باشد قصه‌ها پشت سرش
      دکتری دارند ملا و خرش
      شاعران از رودکی تا عنصری
      بی‌گمان دارند هریک دکتری
      شعله‌های عشق چون گر می‌گرفت
      آتشی در خیل دکتر می‌گرفت
      عشق با دکتر نظامی قصه‌گو
      عشق با دکتر سنایی رازجو
      عارف شوریده دکتر مولوی
      نام پایان‌نامه او مثنوی
      حافظ و سعدی و خواجو دکترند
      سروقدان لب جو دکترند
      وحشی و اهلی و صائب دکترند
      تاجر و دهقان و کاسب دکترند
      عالمان را خود حدیثی دیگر است
      حجت‌الاسلام دکتر بهتر است
      بحث‌های جعل مدرک نان‌بری‌ست
      بهترین سرگرمی ما دکتری‌ست
      عده‌ای مشغول دکترسازی‌اند
      عده‌ای سرگرم دکتر‌بازی‌اند

      کاربر مقابل پست *maryam* عزیز را پسندیده است:

      Neo

      آزادی بوی خون میده

    موضوعات مشابه

    1. اشعار و متون زیبا از شاعران
      توسط hoda-mehraz در انجمن شعر و ادبيات
      پاسخ: 174
      آخرين نوشته: 09-04-2014, 21:26
    2. مشاعره فقط با اشعار حافظ
      توسط Rosa در انجمن كارگاه ادبيات
      پاسخ: 19
      آخرين نوشته: 16-03-2012, 11:03
    3. فتوکاتورهای طنز داغ روز
      توسط Liliyana در انجمن عکس های طنز
      پاسخ: 0
      آخرين نوشته: 14-07-2011, 14:04
    4. با کلاس شوید!! طنز
      توسط sahar در انجمن طنز
      پاسخ: 3
      آخرين نوشته: 10-07-2011, 21:40
    5. اشعار عاشقانه از خاطره حیدری زاده
      توسط saribax در انجمن كارگاه ادبيات
      پاسخ: 2
      آخرين نوشته: 24-06-2011, 11:39

    کلمات کلیدی این موضوع

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  
    انجمن علمی فصل تازه از سال 1390 شروع به فعالیت نموده و بخش اعظمی از فعالیت های خود را به مسائل علمی و بخشی را به تفریح و سرگرمی اختصاص داده است.

    اکنون ساعت 05:36 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.

    ايميل پست الکترونيکي مديريت سايت : ---
    پيامک همراه جهت پيامک : ---